جعفر وفا

18

تولى و تبرى در قرآن (فارسى)

جهات ، پيامبر سزاوارتر از خود مؤمنان نسبت به خودشان است ؛ در هر حقى كه مؤمن براى خود قائل است پيامبر مقدم بر خود اوست . اگر امر داير شد بين حفظ منافع شخصى و منافع رسول خدا ، بايد منافع آن حضرت را بر مصالح خويش مقدم بدارد . همچنين است در حفظ جان كه بايد در موقع لزوم جان خود را فداى جان پيامبر بكند ، چون او ، اولى به حفظ جان است از خود شخص مؤمن ، و حتى در عزم و اراده بر كارى بايد تصميم پيامبر را برتر از تصميم خود بداند و نبايد هيچ اعتراضى داشته باشد . « 1 » وَ ما كانَ لِمُؤمِنٍ ولا مُؤمِنَةٍ اذا قَضَى اللَّهُ ورَسولُهُ امرًا ان يَكونَ لَهُمُ الخِيَرَةُ مِن امرِهِم . ( احزاب : 36 ) هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و پيامبرش در كارى حكمى كردند آنها را در كارشان اختيارى باشد . به دليل اينكه پيامبر معصوم و حجت خدا بر خلق است و خير و صلاح جامعه را در نظر مىگيرد و تابع هوا و هوس نمىشود ، مصالح شخصى خود را بر مصالح جامعه ترجيح نمىدهد و سخن او سخن خداست . عمل او بر اساس دستور خداست ، عزم و ارادهء او عزم و ارادهء خداست و اولويّت او در حقيقت شاخه‌اى از اولويّت خداست و اعتراض به حكم و دستور پيامبر اعتراض به حكم خداست . « 2 » ج . ولايت امام ( ع ) آيات قرآن ، همان ولايتى را كه براى پيامبر اسلام ( ص ) ثابت شده براى امامان معصوم ( ع ) نيز ثابت مىكند از جملهء آنها آيهء ولايت است . اين آيه از روشن‌ترين آياتى است كه به ولايت و امامت امام على ( ع ) دلالت دارد ، به دليل سنخيّت در ولايت . توضيح اينكه : در اين آيه ولايت نسبت به خدا و پيامبر و مؤمنان به يك معناست ؛ زيرا در همهء آنهابه يك نسبت به كار رفته است . يعنى ولايت پيامبر و مؤمنان با واو عطف شده است بدون اينكه لفظ « ولىّ » تكرار شود :

--> ( 1 ) . ترجمهء الميزان ، ج 16 ، ص 413 . ( 2 ) . تفسير نمونه ، ج 17 ، ص 202 .